سه‌شنبه ۲ تیر ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۹

در آستانه «عاشورا حسینی» سال ۱۴۰۵ هجری‌شمسی؛

از بروز فهم عاشورایی «امت مبعوث شده» تا تلاش‌ «شبکه نفوذ» برای تحقق «منطق مدیریتی یزید»

هیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةَ؛ امام حسین

سینماپرس: امسال در حالی به استقبال «عاشورای حسینی» می‌رویم که جامعه ایران بیش از هر سال دیگری خود را در «آیینه کربلا» می‌بیند و فضای عمومی ایران بیش از هر زمان دیگری رنگ و بوی  «انقلاب حسینی» به خود گرفته است و زمین و زمان حکایت از آن دارد که روایت «حماسه عاشورا» نه صرفا در صفحات تاریخ، بلکه در متن زندگی و تجربه امروز ایرانیان جاری و زنده شده است.

محمدرضا مهدوی‌پور/ امسال در حالی به استقبال «عاشورای حسینی» می‌رویم که جامعه ایران بیش از هر سال دیگری خود را در «آیینه کربلا» می‌بیند و فضای عمومی ایران بیش از هر زمان دیگری رنگ و بوی «انقلاب حسینی» به خود گرفته است و زمین و زمان حکایت از آن دارد که روایت «حماسه عاشورا» نه صرفا در صفحات تاریخ، بلکه در متن زندگی و تجربه امروز ایرانیان جاری و زنده شده است و در چنین حال و هوایی است که مناسب است تا به مرور چند نکته پرداخته شود:

۱/ «قیام حسین ابن علی علیه‌السلام» نهضت و حرکتی بی‌بدیل در تاریخ بشریت است. «انقلابی اسلامی» که مفاهیم آن مرزهای زمان و مکان را درنوردیده و پیام آن در حصار هیچ نسلی نمی‌گنجد و جلوه‌ای بی‌همتا از حقیقت‌طلبی و آزادگی در گستره تاریخ بشریت رقم زده است. از این منظر است که «عاشورا» هیچ‌گاه به عنوان یک رویداد در صفحات تاریخ محدود نشده و پرتو مفاهیم آن تا همیشه تاریخ بر راه آزادگان جهان خواهد تابید و از گذشته تا به حال و در آینده، درس ایثار، بصیرت، وفاداری و مقاومت را به همه نسل‌ها منتقل خواهد کرد. از این منظر است که کلیدواژه «کلّ یوم عاشورا و کلّ أرض کربلا» پس از سال ۶۱ هجری‌قمری تا به امروز به عنوان منبعی الهام بخش از برای «مقاومت اسلامی» مبدل گردیده است. پس اگر چه متأسّفانه در کشورهای اسلامیِ دیگر «درس عاشورا» آنچنان که باید شناخته شده باشد، شناخته شده نیست. اما در کشور ما شناخته شده بود و مردم در کشور ما «امام حسین علیه‌السلام» را می‌شناختند و «قیام حسین ابن علی علیه‌السلام» را می‌دانستند. روح حسینی بود؛ لذا وقتی «امام خمینی» فرمود که محرّم ماهی است که «خون بر شمشیر پیروز می‌شود» مردم تعجّب نکردند و حقیقت هم همین شد و «خون بر شمشیر، پیروز گردید!». پیروزی ادامه داری که حالا نیم قرن از عُمر آن می‌گذرد و از آنچنان «قدرت معنوی» بالایی برخوردار است که توانسته «بعثت امت ایران» را رقم زند و بیش از ۱۳۰ شب «ملت مسلمان ایران» را در خیابان‌ها نگه دارد و «پیروان مکتب حسینی» را با وجود انواع و اقسام مکر و حیله «شبکه نفوذ» از این حضور مستمر و آگاهانه منصرف نسازد.


 «اهالی فرهنگ و هنر» وظیفه دارند که چگونه «زیارت اربعین» را بجا آورند


۲/ «یَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَکُمْ فَأَفُوزَ مَعَکُمْ» (کاش من با شما بودم، تا به همراه شما رستگار می‌شدم) عنوان یکی از فرازهای نهفته در دل «زیارت عاشورا» است. عبارتی که اگر چه سادگی‌ آن گول‌زننده است؛ اما از بطن باورهای اعتقادی «مکتب امامت» سرچشمه می‌گیرد و قرن‌ها است در ادبیات عمومی شیعیان جاری است و بی‌آنکه غبار کهنگی بر آن بنشیند در هر محفلی از برای تذکر و ابراز ارادت به «حضرت حسین ابن علی علیه‌السلام» مورد استفاده قرار می‌گیرد. عبارتی که ظاهر آن در منظر عمومی به یک آرزوی شخصی و یا یک حسرت تاریخی می‌ماند؛ اما کنه وجودی این عبارت می‌تواند به عنوان سندی تلقی شود از برای وجود یک پیوند ناگسستنی میان حال و اکنون در هر دوره‌ای با عاشورای ۶۱ هجری قمری. پیوندی که به نوعی اصالت «قیام حسین ابن علی علیه‌السلام» و عدم کهنگی مبانی آن را برای همیشه تاریخ متذکر می‌شود و در این میان متاسفانه تمرکز اصلی رسانه و بالاخص «سازمان صدا و سیما» بر انعکاس «شور حسینی» موجب شده تا تبیین چنین حسرتی نسبت به «قیام حسین ابن علی علیه‌السلام» اولویت خود را از دست بدهد و «شعور حسینی» ذیل بازنمایی صرفِ جلوه‌های احساسی از «عاشورا» قرار گیرد. آفتی که انحرافی فرایند محور آن در بستر «هیات‌های سکولار» از آنچنان شدتی برخوردار شده که مکان امنی برای «پیروان یزید» هم می‌تواند باشد و یا برخی «محافل روضه» را آمیخته به حضور «زنان بی‌عفت» و «مردان بی‌غیرت» ساخته است. البته این در سطح خُرد اجتماعی بوده و در سطح کلان آن منجر به ظهور طیف خاصی از «مدیران» به ظاهر پیراهن مشکی پوش و گریه کن در محافل حسینی شده است که متاسفانه در بخش‌های مختلف اجرایی کشور، اعم از دولتی و خصوصی و خصولتی، مبتنی بر «منطق مدیریتی یزید» گام برداشته و به پیش می‌روند.


 «اهالی فرهنگ و هنر» وظیفه دارند که چگونه «زیارت اربعین» را بجا آورند


۳/ مرور تطبیقی تاریخ نشان می‌دهد که «یزید ابن معاویه» از کاراکتری شبیه به «دونالد ترامپ» برخوردار بوده است. شخصیتی که در کنار ظاهر عیاش و فاسد و فاسق خود، بسیار زیرک و هوشمند می‌باشد. شخصیتی که با استفاده از «دکترین مرد دیوانه» سعی نمود تا تلاش‌های ویژه پدر خود «معاویه ابن ابی‌سفیان» در پیگیری «الگوی سقیفه‌ای» و تبدیل مُدل انحرافی «خلافت اسلامی» به ساختار التقاطی و مبتذلی با عنوان «امپراتوری‌ اسلامی» را تثبیت نماید. دکترینی که موجب شد تا وی در طی سه سال حکومت خود سه حادثه عظیم و بی‌نظیر تاریخی را رقم زند. سه واقعه مهمی که در سال ۶۱ هجری منجر به صدور فرمان سرکوب خونین و شهادت فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله در «واقعه کربلا» شد و پس از آن در سال ۶۳ هجری‌قمری با دستور به تعرض و لشکرکشی به «مدینه منوره» و کشتار فجیع ۸۰ تن از صحابه و ۷۰۰ تن از حافظان قرآن و تعرض گسترده جنسی به نوامیس و زنان مسلمان در «واقعه حَرّه» همراه گردید و در سال ۶۴ هجری‌قمری نیز موجب وقوع اتفاق بی‌نظیر تعرض به «بیت‌الله‌ الحرام» و صدور فرمان حمله به کعبه و به آتش کشیدن بخشی از سازه آن مبتنی بر همین «دکترین مرد دیوانه» گردید. دکترینی که هرچند میزان موفقیت آن تابع کیفیت و کارآمدی استراتژی‌های استخراج‌ شده از آن است؛ اما برآیند عملکرد و نتایج حاصل از آن در مرور تاریخ موجب قرار گرفتن آن در شمار دکترین‌های موفق و اثرگذار باشد. دکترینی که البته ابداع «یزید ابن معاویه» نبود و بارها از سوی حاکمان و قدرت‌های سیاسی پیش و پس از «یزید ابن معاویه» به خدمت گرفته شده و در قریب به اتفاق موارد به خوبی توانسته با ایجاد رعب، تحمیل اراده و وادار ساختن رقبا به عقب‌نشینی و ... اهداف مدنظر «سلطه‌گران» را محقق سازد. دکترینی که بازخوانی سرنوشت «یزید ابن معاویه» و به طور کل حذف کامل «امویان» از چرخه «خلافت اسلامی» نشان داده است که مهم‌ترین عامل خنثی‌کننده این «دکترین شیطانی»، همان شیوه مواجهه «حسین ابن علی علیه‌السلام» در پیگیری «دکترین مقاومت» است؛ دکترینی که با تکیه بر ایمان، صبر، ایستادگی و عدم تسلیم در برابر تهدید و ارعاب، توانسته است محاسبات «جبهه مستکبران» را مبتنی بر تمرکز در ایجاد ترس از «مرد دیوانه» را بر هم زند و وضعیت انفعالی «جبهه مستضعفان» را با «تولید نهضت» دگرگون سازد. همان اتفاقی که حالا در مواجهه با «یزید زمانه» و توسط «فرزندان حسین علیه السلام» در حال تحقق است.


 «اهالی فرهنگ و هنر» وظیفه دارند که چگونه «زیارت اربعین» را بجا آورند


۴/ پر واضح است که طیف گسترده‌ای و پُرشماری از «مسلمانان» در مقطع سال ۶۰ هجری‌قمری، نسبت به وجود گرامی «حسین ابن علی علیه السلام» ارادت داشتند و ایشان را به جهات مختلفی از جمله به سبب «فرزند رسول الله صلی علیه و آله» بودن و «فرزند خلیفه چهارم» بودن، «فرزند علی علیه السلام» بودن، «فرزند زهرا سلام الله علیها» بودن، «برادر حسن ابن علی علیه السلام» بودن و بسیار جهات دیگر، محترم و بزرگ می‌شمردند و بالاخص در آن مقطع زمانی حتی به عنوان پیشوا و «رهبر» برای ایشان شان و مرتبه‌ای ویژه قایل بودند. اما «واقعه کربلا» نشان داد که اکثریت این طیف گسترده‌ و پُرشمار، اگر چه «حسین ابن علی علیه السلام» را به «رهبری» قبول داشتند؛ اما شان و جایگاه «امامت» برای ایشان قایل نبودند و از این جهت در بزنگاه تاریخ به جای پذیرش بدون چون و چرای «فرمان امام علیه اسلام» به «عقل» خود رجوع کردند! جماعتی که برخی از طیف فرهیخته و در قامت رجل سیاسی ایشان با استدلال‌های منطقی و عموما از سر دلسوزی و با حُسن نظر در ابتدا سعی کردند تا «حسین ابن علی علیه السلام» را از حرکت در مسیر «کربلا» بازدارند و حتی شرایط گفتگو و مذاکره ایشان با «یزید» را فراهم سازند و چون دیدند که این امر امکان پذیر نیست و حضرت به صراحت می‌فرمایند «مثلی لا یبایع مثله» و ... در نتیجه از پذیرش «رهبری حسین ابن علی علیه السلام» اعراض نمودند! همانند آنهایی که حالا شان «نائب امام زمان عج الله تعالی فرجه» را نادیده گرفته و با تنزل جایگاه رفیع «امام جامعه» به «رهبری» سعی نمودند تا از حدود و اختیارات مندرج در قانون اساسی استفاده نمایند و با منطقی متفاوت عموم خواص دخیل در امور کلان کشور را مجاب به تصویب و تایید امری متفاوت با نظر «امام جامعه» نمایند.


 «اهالی فرهنگ و هنر» وظیفه دارند که چگونه «زیارت اربعین» را بجا آورند


۵/ «عاشورا» کهنه نمی‌شود، چون «ظلم» و مفاهیمی همچون «طاغوت» و «استکبار» کهنه ناشدنی است و تا زمانی که «سلطه‌طلبی» در قالب‌های جدید بازتولید می‌شود و اراده‌هایی در پی تحمیل «سبک‌های زندگی‌های شیطانی» می‌باشد، پیام «عاشورا» همچنان زنده، جاری و راه‌گشا است و تنها راه و رسم «حسین ابن علی علیه‌السلام» است که می‌تواند انسان معاصر را در میانه هیاهوی «سلطه‌جویی‌های نوین» و «جنگ پیچیده رسانه‌های مُدرن» به سوی عزت، آزادگی، عدالت‌خواهی و رهایی از بندهای گوناگون استبداد و استکبار و خلاصی از سیطره «یزیدیان زمانه» رهنمون سازد. «یزیدیانی» که همچون «یزید بن معاویه» نه تنها در زندگی فردی خود از ارتکاب آشکار هیچ ظلم و فسق و جنایتی ابا ندارند؛ بلکه در شیوه حکمرانی و رفتار سیاسی خویش نیز هچون «یزید بن معاویه» از ستمگری پروا نداشته و به تعریف حقوق انسان‌ها در مسیر منافع و نگاه سوداگرایانه خود مبادرت می‌ورزند و چه ساده دل آنهایی که در خیال آشتی با «یزیدیان زمانه» بوده و همچنان در توهم امکان برقراری صلحی پایدار و مبتنی بر اعتماد با «شیطان بزرگ» به سر می‌برند. پس اگر چه امروز عموم «ملت مسلمان ایران» به سبب توجهات «حضرت بقیه الله الاعظم روحی و ارواح للعالمین» به درجه‌ای از فهم و «شعور حسینی» رسیده‌ و به جایگاه و مرتبه‌ای از «برانگیختگی» در مواجهه با «یزیدیان» زمان نایل آمده‌اند که می‌فهمند «مثل ایرانی نمی‌تواند با مثل آمریکایی بیعت نماید»؛ اما متاسفانه با وجود تاکید «امام شهید خامنه‌ای» و نظر صریح «امام سید مجتبی خامنه‌ای» برخی اصرار به برقراری خط مستقیم تماس با «یزیدیان زمان» دارند. «یزیدیانی» که تنها در یک جنایت نابخشودنی «امام سید علی خامنه‌ای» را به شهادت رسانده و در طی ۴۰ روز جنایت‌های هولناک بسیاری همچون «فاجعه میناب» را آفریدند!


 «اهالی فرهنگ و هنر» وظیفه دارند که چگونه «زیارت اربعین» را بجا آورند


۶/ در یک نگاه کلان، تفاوت بنیادین میان «سبک زندگی سکولار» و «سبک زندگی دینی» را می‌توان در نوع نگاه هر یک از این دو به منشا قدرت و حل مسائل جست‌وجو کرد؛ آنجا که «سبک زندگی سکولار» بیش از هر چیز بر تجربه بشری، محاسبات مادی و توانایی‌های انسان تکیه دارد و در مقابل «سبک زندگی اسلامی» در کنار بهره‌گیری از عقل و تجربه، افق نگاه خود را معطوف «قدرت لایزال الهی» می‌سازد و توکل، امید و اعتماد به نصرت خداوند را به عنوان جزئی جدایی‌ناپذیر از زیست فردی و اجتماعی باور دارد. از این منظر است که یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین آموزه‌های «قیام حسین ابن علی علیه‌السلام» را می‌توان در ترسیم تمایز بنیادین میان «سبک زندگی سکولار» و «سبک زندگی اسلامی» مشاهده نمود و توجه داشت که بازخوانی «حماسه حسینی» صرفا روایت یک «نبرد تاریخی» نیست، بلکه نمایشگاهی برای ترسیم تمایزات بنیادین میان این دو نوع نگرش متفاوت به «انسان» ، «قدرت» است. نمایشگاهی که از هم «فرجام حسینی» برای پیروان و باورمندان به «سبک زندگی اسلامی» را هویدا می‌سازد و هم «فرجام یزیدی» معتقدان به «سبک زندگی سکولار» را ترسیم می‌کند و برای همیشه تاریخ می‌تواند سرنوشت و شیوه مواجهه با مسائل فردی و اجتماعی را در این دو گونه مجسم سازد و نشان دهد که نگرش شکل گرفته بر مدار «سبک زندگی اسلامی» می‌تواند در سخت‌ترین شرایط نیز پیروزی را صرفاً در غلبه ظاهری و محاسبات مادی خلاصه نکند، بلکه وفاداری به حق و «انجام تکلیف الهی» و اعتماد به وعده‌های خداوند را معیار اصلی موفقیت و رستگاری تعریف نماید.


 «اهالی فرهنگ و هنر» وظیفه دارند که چگونه «زیارت اربعین» را بجا آورند


۷/ یکی از شاخص‌ترین پیام‌های «واقعه کربلا» را می‌توان در قالب شعار معروف «هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةَ» مشاهده نمود. شعاری بر آمده از شعور که می‌توان آن را زیربنای «فرهنگ مقاومت» قلمداد نمود. شعاری برآمده از «شعور حسینی» و در متن اصلی مفاهیم «قیام حسین ابن علی علیه‌السلام» که به تمای انسان‌ها در تمامی جوامع بشری و در طول تاریخ را به ایستادگی در برابر ظلم و نفی هرگونه سلطه‌پذیری فرا می‌خواند و به صورتی صریح و شفاف اعلام می‌کند که هیچ انسان آزاده‌ای حق ندارد تن به ذلتِ تسلیم در برابر کفار، مستکبران و قدرت‌های سلطه‌گر دهد و فشار، تحمیل و استیلای آنان را بپذیرد. شعاری که نه تنها بن‌مایه و جوهره «انقلاب اسلامی ایران» را در خود جای داده و بنای «نظام جمهوری اسلامی ایران» بر آن استوار است؛ بلکه به عنوان شعار مشترک و محور اتصال همه ارکان «جبهه مقاومت» در اقصی نقاط جهان شناخته می‌شود. از این جهت لازم است تا امروزه «اهالی حسینی فرهنگ و رسانه» از تمامی ظرفیت خود در جهت تبیین شقوق گوناگون «سلطه‌پذیری مُدرن» استفاده نمایند و اشکال مختلف «مقاومت» و «ایستادگی در برابر ظلم» را با هر ابزار رسانه‌ایِ مؤثر، روایت و بازنمایی کنند و اجازه ندهند تاریخ در شکلی نو تکرار شود و «شبکه نفوذ» با تحریف حقایق، وارونه‌سازی واقعیت‌ها و بزک چهره «یزیدیان زمان» وجاهتی جدید و مشروعیت‌ساز برای «جبهه استکبار» خلق کرده و «فرهنگ سلطه‌پذیری» را در پوشش حق‌طلبی، عدالت‌خواهی و انسان‌دوستی به «افکار عمومی» معرفی کند.


از بروز فهم عاشورایی «امت مبعوث شده» تا تلاش‌ «شبکه نفوذ» برای تحقق «منطق مدیریتی یزید»


۸/ در پایان باید به این مهم توجه ویژه داشت که در قرن‌های گذشته و میان ناله‌های تاریخ، قطعا صدای دل‌سوختگان بسیاری شنیده می‌شود که در طول دوران حیات خود با حسرت می‌گفتند «یَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَکُمْ فَأَفُوزَ مَعَکُمْ»؛ انسان‌های حق‌مداری که آرزویشان این بود که ای کاش در رکاب «حق» بودند تا در «مسیر حقیقت» رستگاری را تجربه می‌کردند و ...؛ اما این آرزو امروز نصیب مردان و زنانی شده است که در «ایران اسلامی» زیست می‌کنند. مردان و زنان آزاده‌ای که دیگر حسرت همیشگی وجدان‌های بیدار را نمی‌خورند و نه تنها به صورتی غیر رسمی و در طی نیم قرن اخیر، بلکه به صورتی آشکار و کاملا واضح در طی ۱۲۰ شبانه روز گذشته توانسته‌اند با صف آرایی در برابر «جبهه متحد یهود» حمایت قاطع خود از «فرزند حسین ابن علی علیه السلام» را ابراز دارند. نسلی که به خوبی می‌تواند با تاسی از «حسین ابن علی علیه السلام» گام برداشته و در حد بضاعت خود حتی از به ظاهر خواص اجتماعی و سیاسی و فرهنگی پیشی بگیرند و در روزهای سرنوشت‌ساز کنونی، در صف حقیقت و در رکاب «امام سید مجتبی خامنه‌ای» حاضر شود و حمایت خود را به اثبات برسانند و با تأسی به مفاهیم برآمده از «قیام حسین ابن علی علیه‌السلام»، شعار «یَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَکُمْ فَأَفُوزَ مَعَکُمْ» را از یک آرزوی زبانی به یک انتخاب آگاهانه و سلوکی عملی مبدل سازند.


نمودی از واقعیت «یَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَکُمْ» در حسینیه‌ای به وسعت این «میهن خدایی»!


ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.